مدح و منقبت امام حسن مجتبی علیهالسلام
ماه پشت ابرهای تار، دستش بسته نیست موج یعنی حیدر کرار دستش بسته نیست آسمانی از کـرامـت دارد این مـاه تـمام ماه من در موقع افطار دستش بسته نیست صلح یعنی کربلا زیر سکوتش جاری است رود اگر رود است در شنزار دستش بسته نیست صلح یعنی رهبر بی یار دستش بسته است کربلا یعنی که پرچمدار دستش بسته نیست ای شهیدان مرحـبا از برکت خـون شما این زمان تنهاترین سردار دستش بسته نیست صبح فردایی امامم حی ّو حاضر میرسد برخلاف عهد ما این بار دستش بسته نیست مینـویـسد آیـههای عـشق را دور بقـیع آن زمان استاد کاشیکار دستش بسته نیست |